پاييز هميشگی
برای رسیدن به بهترین لحظه ها، بهترین لحظه ها رو از دست میدیم ... چرا ؟ ولی از کجا میتونم شروع کنم ؟ دلم برات تنگ شده ... از صبح حس قشنگی داشتم ، حسی که بهم میگفت بالاخره قراره یه روز خوب رو تجربه کنم کاش میشد امروزم رو با تو قسمت کنم هنوز صدات توی گوشمه ... صدایی که هر روز صبح میون ِ خواب و بیداری بهم میگفت تو هم مثه از دست دادن دادن ها از دست رفتنی ای ...
آره ... برای به دست اوردن هر چیز ِ با ارزشی باید بهترین و بالاترین لحظه ها رو از دست بدیم و برای به دست اوردنش تلاش کنیم
هر سال ، روزی که به دنیا اومدم برام خاص و مقدسه و کاری میکنم که امروز برام بهترین لحظه ها خلق بشه ولی ...
حس میکردم بالاخره میایی اینجا
چند بار اومدم وبلاگ سر زدم ... ولی خبری ازت نبود
یعنی نمیدونستی امروز تولدمه ؟
نه ... نمیدونستی ... اگه این روز رو یادت بود حتما یه خبری ازت میشد ، مگه نه ؟
