پاييز هميشگی
سلاممممم سال نو مبارک امیدوارم امسال ، بهتر از سال و سالهای گذشته ، شرایط بهتر بشه و بتونیم به همه ی آرزوهامون برسیم و امسال سالی باشه که اون دوستانی که از دیده پنهان هستن ، خودشون رو نشون بدن و از این اینویزیبل بودن در بیان که خیر دنیا و آخرت توی همینه :دی پ . ن : هنوز هیچی عیدی نگرفتم ، کسی نمیخواد جبران کنه ؟ پ . ن : به امید اینکه توی سال جدید معنای دوست داشتن رو با همه ی وجودمون درک کنیم پ . ن : نبودنت رو هنوز نتونستم هضم کنم ! امیدوارم امسال شرایط عوض شه ... طوری دارن دوندگی میکنن انگار دنیا داره تموم میشه ، هر فروشگاهی که میرم، مردم مثه مور و ملخ ریختن اونجا و دارن برای صد سال آینده شون خرید میکنن به قول بابام ، خدا بیامرزه آدمای زمان قدیم رو که هیچ توقعی نداشتن ، حتی از خداشون ! پ . ن : پیشاپیش عیدت مبارک زهرا ... نمیدونم کجایی یا چه کار میکنی ، ولی امیدوارم هر جا هستی هنوزم یه تیکه از دلت اینجا بوده باشه ... هنوزم همون زهرای دوست بچه ها باشی ! پ . ن : نت رو کلن نمیام ، فقط ماهی یکی دو بار که اونم برای آپدیت کردن اینجا و وبلاگ خودم صرفش میکنم ... اینجا رو دوست دارم ، میخوام تا هر وقت که نفس میکشم اینجا رو داشته باشم پ . ن : امیدوارم سال جدید، سرشار از بهترین ها باشه و سال ِ ترقی و پیشرفتت باشه برای بهتر شدن زندگیم دست به تغییرات میزنم ولی هیچ کدوم از این تغییرات شرایط رو بهتر نمیکنه پ . ن : خسته ام . همین !
بابا خبری نیست که ، داره عید میشه که اونم تکراریه !
دیگه این همه خرید کردن و دویدنتون برای چیه ؟
یه جفت کفش میخرم و میرم توی صف ِصندوقداری ، از نفر جلویم سوال میکنم چه خبره ؟ مگه دنیا داره به آخر رسیده که مردم هجوم اوردن به این فروشگاه و دارن اینجا رو بار میزنن ؟ میگه متاهلی ؟ میگم نه . میگه هر وقت متاهل شدی متوجه میشی چه خبره
دست به هر کاری میزنم می بینم که دیگران هم از قبل این راه رو رفتن و نتیجه شو هم دیدن
نمیدونم چه کاری میشه که منحصر به فرد باشه و بشه باهاش آینده رو بسازم
دیگه مثه قدیم بنیه و قدرت ریسک ندارم ، همیشه به خودم میگفتم هر کاری که توش ریسک نباشه هیچ وقت نمیگیره ، الان دیگه شرایط ریسک کردن رو ندارم
هر روزی که میگذره حس میکنم دیگه چیزی از باقی عمرم نمونده و هزاران کار ِ نکرده !
منتظر منجی ای هستم که نمیدونم میشه پیداش کرد یا نه ، خبری ازش میشه یا نه ...
