سلام زهرا

فکر کنم نبودنت به چند سال رسید و من هنوز دارم به این فکر میکنم که چرا نت نمیایی

گرچه خودمم گاهی اوقات به این فکر میکنم که این دنیای مجازی حتی ارزش موندن هم نداره و شاید خودمم یه روزی از این دنیای لعنتی رفتم ...
یه وقتایی هم دلم نمیاد ... تو این دنیا ، خاطراتی دارم ( گرچه اکثرش تلخ بود ) که برام موندگار شد
خاطراتی که هم باعث شادی من و هم باعث تاسف من شد

خب ...
این آخرین آپدیت امسال این وبلاگه و دوست داشتم ، اولین نفری باشم که عید رو بهت تبریک میگه
 

امیدوارم سال آینده ، سالی باشه که من و تو با هم این وبلاگ رو اداره کنیم
 

پیشاپیش عید رو بهت تبریک میگم
موفق باشی زهرای پاییزی




واژه کلیدی :سال نو و واژه کلیدی :سال آینده و واژه کلیدی :عید و واژه کلیدی :زهرا
نویسنده : Admin ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز ٢٧ اسفند ۱۳۸۸




هیچ وقت دوست ندارم مسئله ای رو کش بدم ، چون کش دادن مسائل باعث کدورت میشه و شاید هم آسیب برسونه ... وقتی می بینم تو دنیایی زندگی میکنم که اکثر آدماش متعصب هستن و در صورت ج... دادن خودم هم نمیتونم چیزی رو به کسی حالی کنم چرا خودمو عذاب بدم ؟ !!!

هیچ چیز بهتر از صلح و مدارا نیست !

 

 

پ . ن : دوست دارم وقتی از این دنیا میرم هیچ اثری ازم باقی نمونه ...

پ . ن : دلم برات تنگ شده ...




واژه کلیدی :دلم و واژه کلیدی :برات و واژه کلیدی :تنگ و واژه کلیدی :شده
نویسنده : Admin ; ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ٢ اسفند ۱۳۸۸




زهرا ... نمیدونی چقدر دلم برات تنگ شده ... و ای کاش زودی برگردی که جات توی این دنیای مجازی خالیه و هیچ کسی هم نمیتونه جای خالیتو پر کنه

میدونی چند سال از رفتنت میگذره ؟‌

نمیدونم این متن رو میخونی یا نه ، ولی هر وقت اومدی نت ، منو از حالت با خبر کن


امیدوارم هر جا هستی صحیح و سالم باشی




نویسنده : Admin ; ساعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ روز ٩ بهمن ۱۳۸۸