پاييز هميشگی

سلاممممم

سال نو مبارک

امیدوارم امسال ، بهتر از سال و سالهای گذشته ، شرایط بهتر بشه و بتونیم به همه ی آرزوهامون برسیم و امسال سالی باشه که اون دوستانی که از دیده پنهان هستن ، خودشون رو نشون بدن و از این اینویزیبل بودن در بیان که خیر دنیا و آخرت توی همینه :دی

 

 

پ . ن : هنوز هیچی عیدی نگرفتم ، کسی نمیخواد جبران کنه ؟

پ . ن : به امید اینکه توی سال جدید معنای دوست داشتن رو با همه ی وجودمون درک کنیم

پ . ن : نبودنت رو هنوز نتونستم هضم کنم ! امیدوارم امسال شرایط عوض شه ...

نوشته شده در ۱ فروردین ۱۳٩۱ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ توسط Admin نظرات () |

طوری دارن دوندگی میکنن انگار دنیا داره تموم میشه ، هر فروشگاهی که میرم، مردم مثه مور و ملخ ریختن اونجا و دارن برای صد سال آینده شون خرید میکنن
بابا خبری نیست که ، داره عید میشه که اونم تکراریه !
دیگه این همه خرید کردن و دویدنتون برای چیه ؟
یه جفت کفش میخرم و میرم توی صف ِصندوقداری ، از نفر جلویم سوال میکنم چه خبره ؟ مگه دنیا داره به آخر رسیده که مردم هجوم اوردن به این فروشگاه و دارن اینجا رو بار میزنن ؟ میگه متاهلی ؟ میگم نه . میگه هر وقت متاهل شدی متوجه میشی چه خبره

به قول بابام ، خدا بیامرزه آدمای زمان قدیم رو که هیچ توقعی نداشتن ، حتی از خداشون !

 

پ . ن : پیشاپیش عیدت مبارک زهرا ... نمیدونم کجایی یا چه کار میکنی ، ولی امیدوارم هر جا هستی هنوزم یه تیکه از دلت اینجا بوده باشه ... هنوزم همون زهرای دوست بچه ها باشی !

 

پ . ن : نت رو کلن نمیام ، فقط ماهی یکی دو بار که اونم برای آپدیت کردن اینجا و وبلاگ خودم صرفش میکنم ... اینجا رو دوست دارم ، میخوام تا هر وقت که نفس میکشم اینجا رو داشته باشم

 

پ . ن : امیدوارم سال جدید، سرشار از بهترین ها باشه و سال ِ ترقی و پیشرفتت باشه

نوشته شده در ٤ اسفند ۱۳٩٠ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ توسط Admin نظرات () |

برای بهتر شدن زندگیم دست به تغییرات میزنم ولی هیچ کدوم از این تغییرات شرایط رو بهتر نمیکنه
دست به هر کاری میزنم می بینم که دیگران هم از قبل این راه رو رفتن و نتیجه شو هم دیدن
نمیدونم چه کاری میشه که منحصر به فرد باشه و بشه باهاش آینده رو بسازم
دیگه مثه قدیم بنیه و قدرت ریسک ندارم ، همیشه به خودم میگفتم هر کاری که توش ریسک نباشه هیچ وقت نمیگیره ، الان دیگه شرایط ریسک کردن رو ندارم
هر روزی که میگذره حس میکنم دیگه چیزی از باقی عمرم نمونده و هزاران کار ِ نکرده !
منتظر منجی ای هستم که نمیدونم میشه پیداش کرد یا نه ، خبری ازش میشه یا نه ...

  

پ . ن : خسته ام . همین !

نوشته شده در ۱٥ بهمن ۱۳٩٠ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ توسط Admin نظرات () |